عباس قديانى

385

فرهنگ جامع تاريخ ايران ( فارسى )

دودمان سلطنتى قاجار بستگى داشت . هوشنگ دولو به علت نزديكى با محمد رضا پهلوى توانست به چپاول و غارتهاى كلان دست زند . محمد رضا پهلوى به علت علاقه به وى ، رياست « شركت خاويار ايران » را به او سپرد و دولو طى سالهاى مديد انحصار خود را بر تجارت خاويار ايران برقرار ساخت و در مطبوعات غرب به عنوان « سلطان خاويار ايران » شهرت يافت . دولو تجارت خاويار ايران را توسط دختر دايى مادرش ( احسان نيك‌خواه معروف به مادام دولو ) اداره مىكرد . هوشنگ دولو ، به عنوان « آجودان كشورى » شاه ، از اركان شبكه دكتر فليكس آقايان و از گردانندگان مافياى مواد مخدر در ايران ، منطقه و اروپا بود . دولو : - اشاقه‌باش دومة الجندال ، نبرد دومة الجندال قلعه‌اى بود ميان عراق و بحرين . خالد بن وليد سردار نامى اسلام پس از گشودن آن به سوى فرات رفت و ساحل فرات را گرفته و در الفراض ( فيراز ) شهر مرزى روم را در مشرق فرات فتح كرده و يك ماه براى روزه ماه رمضان به لشكر خود استراحت داد . در اينجا مرزداران رومى و ايرانى متحد شده حمله به خالد بردند ولى وى پيروز شده گروه بسيارى از روميان و ايرانيان را در سال 12 ه . از بين برد . در 624 الى 625 م . كه نبردهاى مثنى به وقوع پيوست ، عدهء سپاه مثنى به 9000 نفر مىرسيد . معلوم است كه اين عده در برابر لشكر ايرانى نمىتوانست ايستادگى كند ، ليكن خالد قبلا تمامى لشكريان را به ميدان فرستاده بود و سردار عرب مىتوانست با تمام قواى خود به جنگ بپردازد و چون مثنى از مدتى قبل خبر ورود لشكر ايران را شنيده بود ، لذا حيره را رها كرده و از ساحل فرات گذشته تقريبا در حدود بابل قديم منتظر حملهء دشمن گشت . سرانجام جنگ آغاز شد . در رأس لشكر ايران فيلهايى بودند كه اسبان عرب از آن مىترسيدند و مىرميدند . با افكندن تير ، فيل را از پاى درآوردند و غلبه كردند . تا اين زمان نبردهاى عرب و ايران حكم جنگهاى سرحدى داشت . از اين پس جنگهاى مهم مسلمين به ايران آغاز مىشود . از طرف عمر ابو عبيد بن مسعود ثقفى نامزد سردار سپاه در عراق شد و از جانب ايران رستم فرخ‌زاد سپهسالار سپاه گشت . دهخدا ميرزا على اكبر خان دهخدا در حدود سال 1297 هجرى قمرى در تهران متولد شده ، پدرش يكى از ملاكهاى متوسط قزوين بود كه چند سال پيش از تولد دهخدا به تهران آمد و سكونت گزيده بود . قبل از اينكه به ده سالگى برسد ، پدرش مرحوم شد ، او كه ارشد اولاد پدر بوده با برادران و خواهران خردسالش در تحت حمايت مادر قرار گرفت ، و اين مادر با همت فوق التصورى او و ساير اولاد خود را به طورى به حسن ادب و اخلاق تربيت كرده كه محل غبطه سايرين بوده است . چون به واسطهء هرج‌ومرج اوضاع عدالتى آن دوره پس از مرگ پدر تمام اموالشان را غارتگران و متنفذين تصرف كرده بودند ، با كمال سختى و صعوبت زندگانى مىكرده است . با اين سختى معيشت ، مادرش در تحصيل او همت گماشت و چون در آن موقع بيش از يك مدرسه دار الفنون در تهران نبود ، و آن مدرسه هم در نظر اغلب خانواده‌هاى با ديانت مرهون مىنمود ، لذا يكى از فضلا و ادباى مهم آن دوره